Modireat 91
به وبلاگ بچه هاي مديريت خوش آمدید

 

مهربان باش (دکتر علی شریعتی)



مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آن ها را ببخش.



اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.



اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.



اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.



آنچه را در طول سالیان بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.



اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.



نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.



بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.



و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان « تو و خداوند» است نه میان تو و مردم.

......................................

م.مح

 

یکشنبه 05 آبان 1392 :: 19:26 :: نويسنده : نسحم

 

داستان کوتاه سنگ تراش short story

داستان کوتاه سنگ تراش short story

داستان کوتاه سنگ تراش short story

روزی، سنگ تراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگانی رد می شد.

در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد با خود گفت :

این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که او هم مانند بازرگان باشد.

در یک لحظه، به فرمان خدا او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد!

تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمندتر است.

 

داستان کوتاه سنگ تراش short story

تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان.

مرد با خودش فکر کرد : کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم!

در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد.

در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند.

احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.

او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.

پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت.

پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است و آرزو کرد که تبدیل به ابری بزرگ شود و آن چنان شد.

کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد.

این بار آرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد.

ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت.

با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد.

همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خـُرد می شود.

نگاهی به پایین انداخت و سنگ تراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است

 

داستاني از مهندس

یکشنبه 19 خرداد 1392 :: 17:19 :: نويسنده : نسحم

 

خدا


تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود


تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد


با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت


تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد


تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند


وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید


وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود


و تنها سلطانی است که با بخشیدن آرام میگیرد نه با تنبیه کردن

مهندس

.........................................................................

 

دوشنبه 13 خرداد 1392 :: 11:05 :: نويسنده : نسحم

شاعرقرن 21مهندس

........................................................................

شنبه 11 خرداد 1392 :: 10:37 :: نويسنده : نسحم

   اگه هانیه توسلی وحامد کمیلی باهم ازدواج کنن بچشوش چی می شه ؟؟

 

                                

اگه نميداني برو ادامه مطلب

............................

مهندس



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 07 خرداد 1392 :: 09:58 :: نويسنده : نسحم

QokB3M0Tho.jpg

 عكس لو رفته از گوشي مهندس. به نظر شما چه كارهش ميشه؟

1-مادربزرگش

2-مادرش

3-خانومش

4-دوست دخترش

به نفر اول همين موتوري كه در عكس ميبينيد اهدا مي شود.

یکشنبه 05 خرداد 1392 :: 10:35 :: نويسنده : نسحم

Engineer

 

شنبه 04 خرداد 1392 :: 16:50 :: نويسنده : نسحم

 

وقتی آنقدر در زندگی مادی غرق میشویم که

زنگار غفلت بر قلب هایمان می نشیند

و از آسمان غافل می شویم

 تصورمان  از خوشبختی

متفاوت از واقعیت  آن می شود

و چیزی جز سراب نیست

سرابی که بارها از سوی فریب خوردگان آزموده شده

مهندس

 

یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 :: 16:47 :: نويسنده : نسحم

پايتخت

مهندسه؟؟؟؟؟

پنج‌شنبه 26 اردیبهشت 1392 :: 10:52 :: نويسنده : نسحم

يارو بدنسازه...!

...

مهندس

 

     عضویت در گروپ

              نظر يادتون نره !

پنج‌شنبه 26 اردیبهشت 1392 :: 10:22 :: نويسنده : نسحم

صفحه قبل123...36صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران