Modireat 91
به وبلاگ بچه هاي مديريت خوش آمدید

 از: م.س

چهارشنبه 08 خرداد 1392 :: 19:09 :: نويسنده : modireat91

بعد از خروج معلم از كلاس ( توجه كنيد كه مدرسه دخترونه ست )

 از: ...

چهارشنبه 08 خرداد 1392 :: 19:08 :: نويسنده : modireat91

   اگه هانیه توسلی وحامد کمیلی باهم ازدواج کنن بچشوش چی می شه ؟؟

 

                                

اگه نميداني برو ادامه مطلب

............................

مهندس



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 07 خرداد 1392 :: 09:58 :: نويسنده : نسحم

 

شیخ و مریدان در کوهستان !!!



آورده اند روزی شیخ و مریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی.
و ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد. شیخ فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش بزنید که این داستان را قبلن بدجوری شنیده ام.
و مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت قطار حرکت کردندی.
مریدی گفت:” یا شیخ ! نباید انگشت مان را در سوراخی فرو ببریم؟” شیخ گفت:” نه! حیف نان! آن یک داستان دیگر است.”
راننده ی قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند.
شیخ و مریدان ایستادند و شیخ رو به مریدان گفت:
” قاعدتن نباید این طور می شد!”
سپس رو به پخمه کردی و گفت:
“تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟”
پخمه گفت:”
آخر الان سر ظهر است!!!گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد

............................

 

داستان نويس معاصرمهندس .م.

دوشنبه 06 خرداد 1392 :: 09:26 :: نويسنده : modireat91

به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کنی...
کسی هست که عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست،
اشک های تو را پاک می کند و دست هایت را صمیمانه می فشارد.
تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت.
و اگر باورداشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف می زنند ، باور کن با او هرگز تنها نیستی.
فقط کافی است عاشقانه به آسمان نگاه کنی
به حضرت دوست ...

مهندس م.م

دوشنبه 06 خرداد 1392 :: 09:24 :: نويسنده : modireat91

توي يكي از پاساژاي شيك مشهد داشتم چرخ ميزدم چشمم خورد به اين مانكن با يه كت شلوار خيلي شيك.

ديدم قيمتش عاليه ماركشم كه اصله.گفتم بزارم اينجا هر كي خواست بره بخره.

 

5mah92nnsfg8ikf1350b.jpg

 

...م.ح...

یکشنبه 05 خرداد 1392 :: 19:31 :: نويسنده : modireat91

QokB3M0Tho.jpg

 عكس لو رفته از گوشي مهندس. به نظر شما چه كارهش ميشه؟

1-مادربزرگش

2-مادرش

3-خانومش

4-دوست دخترش

به نفر اول همين موتوري كه در عكس ميبينيد اهدا مي شود.

یکشنبه 05 خرداد 1392 :: 10:35 :: نويسنده : نسحم

يادم آيد روز ديرين

خوب و شيرين. اول ترم.وقت بسيار درس اندك ...

حال اينك روز آخر.روز تلخ امتحانات.آخر ترم.وقت اندك درس بسيار درس بسيار درس بسيار...

Shabe Emtehan[WwW.Kamyab.IR]

همه با هم یک صدا بخونیم
ﺗﺎب ﺗﺎب ﻋﺒﺎﺳﯽ ، اﺳﺘﺎد ﻣﻨﻮ ﻧﻨﺪازی !
“جمعی از دانشجویان مشروط خُل و چِل”
.
.

دقتی که بعضی از اساتید در تصحیح اوراق امتحانی به خرج میدن ، فوق دکترای مغز و اعصاب توی عمل جراحی ضایعه مغزی مادرزادی به خرج نمیده !
.
.


 

.
قابل توجه اونایی که سر کلاس میگفتن کوووو تا آخر ترم :
الان رسیدیم به همون “کوووو” ، پیاده بشید و از مناظر لذت ببرید !!!
.
.

دقت کردین آدم وقتی همه سوالای امتحانو بلده یه احساس دستپاچگی و هول شدن بهش دست میده ؟ اصن دستخط آدم از نستعلیق به میخی سومری تغییر حالت میده !
آدم دوست داره مثل قارچ خور از روی سوالا بپره و سریع پاسخنامه رو ببره بکوبه تو صورت مراقب !
حالا هیبت نفر اول بلند شدن و برگه رو تحویل دادن بماند …
.

.
دقت کردین توی بعضی از سوالای ریاضی دیگه پیدا کردن جواب صحیح ملاک نیست و آدم فقط دوست داره یه چیز به دست بیاره و پیش خودش بگه : اینم که درست جواب دادم ؟؟؟
.

.
من نمیدونم این اسایتد چشونه ؟!؟! خب عزیز من شما که داری ۹٫۵ میدی خب بده ۱۹٫۵ !!! که چی مثلا ؟ یه ۱ مگه چقدر جوهر مصرف میکنه ؟ اصلا بیا پول جوهرشو خودم میدم ؟
فکر کنم به خاطر قیمت دلار باشه یا اینکه واردات جوهر ممنوع شده !!!
.

.
دقت کردین که بعضی امتحانارو با اعتماد به نفس و سینه ستبر میرین برای نمره ۲۰ ولی وقتی سوالارو میخونین چک میکنین که تا ۱۰ میتونین بنویسین یا نه ؟؟؟
.
.
توهمی که هیچوقت عملی نشد :
امروز از اینجا تا اینجا میخونم فردا بقیشو …
و دیگر هیچ !
.
.

دانشجویان گرامی به لحظات ملکوتی “غلط کردم از ترم بعد میخونم” نزدیک میشویم !
.
.
واقعا دقت کردین ؟؟؟
لدتی که در پیچوندن دروس و افتادن با فراغ بال و طیب خاطر هست در حضور ۱۰۰% توی کلاس و پر کردن ۸برگ پشت و رو سر جلسه امتحان و ۲۰ شدن نیست ؟
.

.
بابام این ترم میگه یکمم درس بخونی بد نیستا !!!
گفتم تو درس می‌بینی و من پیچشِ درس …
بابام ١٠دقیقه سر تکون داد و اتاقو ترک کرد !
.

.
دقت کردین وقتی داری درس میخونی و به یه صفحه عکس دار میرسی چه حالی میکنی که اون صفحه نصفست ؟ ولی اگر بیشتر دقت کنی میفهمی که کتابای دانشگاه عکس که نداره هیچ تازه فونتشم ریزتره !
.

.
واقعا آدم وقتی امتحاناش تموم میشه احساس میکنه دوباره متولد شده !
من که همچین احساسی دارم شما رو نمیدونم ؟!
.
.
قدرت خدارو ببین !
اگه توی اینترنت باشی توانایی اینو داری که بدون احساس خواب آلودگی تا صبح بیدار باشی ، حالا کافیه ساعت ۱۰صبح از خواب بیدار شی ساعت ۱۱ کتاب بگیری دستت ، چنان پلکات سنگین میشه که انگار ۲ شبانه روزه نخوابیدی …

.
.
امتحان وسیله س ، نمره دست استاده ، الکی خودتو از اینترنت نندازی بشینی درس بخونی ها !
.

.
دانشجویان به صورت تخصصی به پنج دسته تقسیم میشن :
۱ – اونایی که جزوه مینویسن تا اون رو بخونن و نمره ی خوب بگیرن !
۲ – اونایی که جزوه مینویسن به امید اینکه یکی بیاد ازشون جزوه بگیره !
۳ – اونایی که جزوه نمینویسن به امید اینکه برن از یکی جزوه بگیرن !
۴ – اونایی که اومدن سر کلاس ولی حوصله ی هیچکدوم از این کارارو ندارن !
۵ – اونایی که کلا به کلاس اعتقادی ندارن و کلاس رو در نطفه ی شکل گیریش پیچوندن !
.
.

همین الان حس درس خوندن بهم دست داد ولی من بهش دست ندادم ضایع شد بیچاره !
فک کنم دیگه هیچوقت بهم دست نده ، خیلی ناراحت شد !
.
.
بعضیا آبرو هرچی دانشجووئه بردن
نه مشروط میشن ، نه درسی رو می افتن ، حتی حذف هم نمیکنن
واقعا خجالت داره …
.
.

با تمام بدیهاش ، این امتحانات پایان ترم یه مزیتی داره اونم اینه آدم یه با رشته ی تحصیلیش کم آشنا میشه !
.
.

سر امتحان استادها سوالاتی میدن که ما تا حالا ندیدیم ؛ در عوض ما هم جواب هایی میدیم که اونا به عمرشون ندیدن !
.
.
من غلط بکنم ارشد شرکت کنم !
“دیالوگ ماندگار شب های امتحان”
.
.
بی همگان به سر شود ، بی تو بسر نمیشود
این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟
مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود
استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود
مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود
مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود
هرچه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود
رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من ، دست به سر نمیشود ؟
توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !
 
 
 

...م.ح...

یکشنبه 05 خرداد 1392 :: 10:08 :: نويسنده : modireat91
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)
معاون مدیر کل
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

کارمند جدید مشتری
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

حسابدار مسئول پروژه
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

سکرتر
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

شوهر سکرتر
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

بمب طبقهٔ بالا
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

مسئول محافظت
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

خدمتکار شمارهٔ یک
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

خدمتکار شمارهٔ دو
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

دو تا مسئول قسمتهای مختلف در حال دعوا
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

جشن اداره
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

بعد از جشن اداره
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

اتمام کار و ساعت ترک اداره
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

استراحت در خانه
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

بعد از پارتی
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

مرخصی استعلاجی
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)

کارمند اخراجی
 
اگر سگ ها به اداره میرفتند چی میشد (طنز تصویری)
 

...M.H...

یکشنبه 05 خرداد 1392 :: 09:37 :: نويسنده : modireat91

Engineer

 

شنبه 04 خرداد 1392 :: 16:50 :: نويسنده : نسحم

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران