|
Modireat 91
به وبلاگ بچه هاي مديريت خوش آمدید
آخ الهي توي خيابون هاي يخ زده ، جلوي چشم مردم ، بخوري زمين اگه ... اگه عضو نشي ... الهي ... الهي... پس لطفا عضو شو تا بتوني مستقيم توي وبلاگ مطلب بزاري...
داداش كوچيكه (همون مصطفي.س خودمونه) دوشنبه 11 دی 1391 :: 17:40 :: نويسنده : modireat91 سنخواست
سَنخواست از شهرهای استان استان خراسان شمالی است که در بخش دشت سنخواست از توابع شهرستان جاجرم قرار گرفتهاست. سنخواست در سال ۱۳۸۵، تعداد ۲٫۱۱۴ نفر جمعیت داشتهاست . مردم شهر سنخواست به گویش بومی فارسی خراسان که در محل «تاتی» نامیده میشوند سخن میگویند. این گویش به مرور جای خود را در میان جوانان به فارسی معیار میدهد. سنخواست دارای قدمتی بسیار دیرینه میباشد و آثار زیادی از دوران قبل از اسلام از محیطهای باستانی آن کشف شدهاست. برای نمونه در فاصله چند کیلومتری شرق سنخواست منطقهای تحت عنوان «چلو» شناخته میشود که اخیرا مورد توجه باستان شناسان قرار گرفتهاست و به زودی فصلی از کاوشهای باستانشناسی در آن آغاز خواهد شد. در ضمن يادآور مي شوم كه يكي از اعضاي تيم مديريت 91 ، اهل شهر سنخواست مي باشد.
مکان های آموزشی شهر سنخواست
ارسالي از داداش كوچيكه ( همون مصطفي.س خودمون ) دوشنبه 11 دی 1391 :: 17:35 :: نويسنده : modireat91
دوران قبل از دانشگاه = حسرت قبول شدن در دانشگاه = صعود كنكور = گذرگاه كاماندارا دوران دانشجویی = سالهای دور از خانه خوابگاه دانشجویی = آپارتمان شماره 13 بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها امتحان ریاضی = كشتار بیوجرسی امتحان میان ترم = زنگ خطر امتحان پایان ترم = آوار لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختی مسئولین دانشگاه = گرگها استادان = این گروه خشن اشپزخانه = خانه عنكبوت رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر دانشجوی اخراجی = مردی كه به زانو در امد دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس واحد گرفتن = جدال بر سر هیچ مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشیانه فاخته پاس كردن واحدها = آرزوهای بزرگ مرگ استادها = جلادها هم میمیرند محوطه چمن دانشگاه =حریم مهرورزی استاد راهنما = مرد نامرئی كمك هزینه = بر باد رفته درخواست دانشجویان = بگذار زندگی كنم دانشجوی دانشگاه صنعتی = بینوایان برخورد استادان = زن بابا اتاق رئیس دانشگاه = كلبه وحشت شب امتحان = امشب اشكی میریزم تقلب در امتحان = راز بقا یادگیری = قله قاف دانشجوی معترض = پسر شجاع دكتر بهداری = گله بان تربیت بدنی1 = راكی تربیت بدنی2 = راكی خاطرات استادها = اعترافات یك خلافكار انصراف = فرار از كولاك تصییح ورقه امتحان = انتقام نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ شاگرد اول = مرد 6مبلیون دلاری آرزوی دانشجویان = زلزله بزرگ هیئت علمی = سامورا یی ها رئیس دانشگاه = دیكتاتور بزرگ رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین معاون اموزش = دزد دریایی برخورد مسئولین = كمیسر متهم میكند از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راین
یکشنبه 10 دی 1391 :: 17:49 :: نويسنده : kazem298 یکشنبه 10 دی 1391 :: 17:46 :: نويسنده : kazem298
یک دانشجو عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود,..
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||