|
Modireat 91
به وبلاگ بچه هاي مديريت خوش آمدید
...From:M.H... سهشنبه 20 فروردین 1392 :: 17:22 :: نويسنده : modireat91 من سرم تو کار خودم بود داشتم خوندن نوشتن یاد می گرفنم
که یه روزی یه دختری رو دیدم
اون این شکلی بود
ما با هم دوست شدیم و اوقات خیلی خوبی باهم داشتیم
من اونقدر دوسش داشتم که بهش هر چند وقت کادو میدادم
وقتی اون هدیه رو باز می کرد و از کادوم خوشش میومد اینجوری ذوق می کردم
در کنارش احساس خوشبختی و غرور می کردم
ما تقریبا همه شب ها با هم در حال گفتگو بودیم
همه اطرافیان بهمون حسودیشون میشد و اینجوری نگامون می کردن !
همه چی خوب و عالی بود حتی فکر می کردم خوشبخت ترین آدم رو زمین هستم
اما وقتی روز عشق (ولنتاین) شد ..
یواشکی تعقیبش کردم و دیدم که اون گلی رو که من بهش دادم رو به یه پسره دیگه داد ..
نمی خواستم باور کنم ..
گریم گرفت...
و همچنان گریه میکردم...
سعی میکردم خودمو به بیخیالی بزنم و بهش فکر نکنم
کم کم داشتم فراموشش می کردم
![]()
سخت بود ولی تلاشمو میکردم
بله .. من موفق شدم ..
آخرش تونستم اون دختر رو فراموش کنم
و در آخر روحش شاد...
از:م.ح جمعه 16 فروردین 1392 :: 17:15 :: نويسنده : modireat91
بعد از خوردن غذا بیل گیتس 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت داد پیشخدمت ناراحت شد
بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟ پیشخدمت : من متعجب شدم بخاطر اینکه در میز کناری دختر شما 50 دلار به من انعام داد در درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان روی زمین هستید فقط 5دلار انعام می دهید ! گیتس خندید و جواب معنا داری گفت : او دختر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام (هیچ وقت گذشته ات را فراموش نکن . او بهترین معلم توست) ارسال شده:m.kh
دوشنبه 12 فروردین 1392 :: 18:44 :: نويسنده : modireat91
دوشنبه 12 فروردین 1392 :: 18:42 :: نويسنده : modireat91
![]() یکی از زورگیران معروف تهران در حال ارتکاب جرم
![]() سايپا مطمئن
![]() جونِ من اذیت نکن ، بده بخورم دیگه!
ببین آب دهنم راه افتاده
![]() رحم الله من یقرا فاتحة مع صلوات
![]() دانشجویی که سر کلاس بازی نکنه دانشجو نیست!
![]() آبگرمکن تولید مهندسین داخلی
ارسال شده:m.kh
شنبه 10 فروردین 1392 :: 19:23 :: نويسنده : modireat91 وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند ، یک زندگی به پایان می رسد. وقتی تخم مرغ به وسیله نیرو از داخل می شکند ، یک زندگی آغاز می شود. تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود. جمعه 25 اسفند 1391 :: 11:58 :: نويسنده : modireat91
جمعه 25 اسفند 1391 :: 11:41 :: نويسنده : modireat91
وقتی که میگن زن شیطون رو هم درس میده قبول کن!
زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟ شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان استپس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت : چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم و آن زن گفت :کمی صبر کن نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!! شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟ آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش. و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد!!
نتيجه ي اخلاقي: توي دنيا به هيچ زني اعتماد نكن ...
از:م.س
جمعه 25 اسفند 1391 :: 11:22 :: نويسنده : modireat91
امسال هم چون سالهای دیگر بهار با تمام زیبایی هایش عزم جزم کرده تا بیاید و مهمان خانه های ما ایرانیان شود. هرچند این بنظر می رسد که بخاطر افزایش بی رویه قیمت ها و کاهش شدید قدرت خرید مردم دلها بیشتر از هر سال دیگری شور میزند و نگران آمدن بهار است اما بهار می آید تا دلهایمان را بهاری کند به قلبهایمان آرامش ببخشد، نوید شادابی و سرزندگی دهد و نوروز بر تار روزگار خوش بنوازد ... دوشنبه 21 اسفند 1391 :: 11:59 :: نويسنده : modireat91 درباره وبلاگ می کوشم. تلاش میکنم. آینده ای میسازم که گذشته ام جلویش زانو بزند! و به اهدافم میرسم... موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||||
|
|