|
Modireat 91
به وبلاگ بچه هاي مديريت خوش آمدید
عكس هاي جديد تيم مديريت 91 رو ميتونيد در قسمت " عكس هاي خودموني " مشاهده كنيد . م.س سهشنبه 12 دی 1391 :: 19:04 :: نويسنده : modireat91
آخ الهي توي خيابون هاي يخ زده ، جلوي چشم مردم ، بخوري زمين اگه ... اگه عضو نشي ... الهي ... الهي... پس لطفا عضو شو تا بتوني مستقيم توي وبلاگ مطلب بزاري...
داداش كوچيكه (همون مصطفي.س خودمونه) دوشنبه 11 دی 1391 :: 17:40 :: نويسنده : modireat91 سنخواست
سَنخواست از شهرهای استان استان خراسان شمالی است که در بخش دشت سنخواست از توابع شهرستان جاجرم قرار گرفتهاست. سنخواست در سال ۱۳۸۵، تعداد ۲٫۱۱۴ نفر جمعیت داشتهاست . مردم شهر سنخواست به گویش بومی فارسی خراسان که در محل «تاتی» نامیده میشوند سخن میگویند. این گویش به مرور جای خود را در میان جوانان به فارسی معیار میدهد. سنخواست دارای قدمتی بسیار دیرینه میباشد و آثار زیادی از دوران قبل از اسلام از محیطهای باستانی آن کشف شدهاست. برای نمونه در فاصله چند کیلومتری شرق سنخواست منطقهای تحت عنوان «چلو» شناخته میشود که اخیرا مورد توجه باستان شناسان قرار گرفتهاست و به زودی فصلی از کاوشهای باستانشناسی در آن آغاز خواهد شد. در ضمن يادآور مي شوم كه يكي از اعضاي تيم مديريت 91 ، اهل شهر سنخواست مي باشد.
مکان های آموزشی شهر سنخواست
ارسالي از داداش كوچيكه ( همون مصطفي.س خودمون ) دوشنبه 11 دی 1391 :: 17:35 :: نويسنده : modireat91
الهي مولچه دازت بديله، شامـپو بله توتسات، مگش بله توغذات، اگه عضو نشی ترجمه: (الهی مورچه گازت بگیره،شامپو بره تو چشات،مگس بره تو غذات،اگه عضو نشی) یکشنبه 10 دی 1391 :: 16:42 :: نويسنده : modireat91
هی روزگار...... ارسال شده از m.kh ( يكم جنبه شوخي داشته باشيم!! ) چهارشنبه 06 دی 1391 :: 18:57 :: نويسنده : modireat91 روزي شاگرد يه راهب پير هندو از او خواست که بهش يه درس بياد موندي بده . راهب از شاگردش خواست کيسه نمک رو بياره پيشش ، بعد يه مشت از اون نمک رو داخل ليوان نيمه پري ريخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست يه جرعه کوچک از آب داخل ليوان رو بخوره ، اونم بزحمت . استاد پرسيد : " مزه اش چطور بود ؟ "
شاگرد پاسخ داد : " بد جوري شور و تنده ، اصلا نميشه خوردش "
پيرهندو از شاگردش خواست يه مشت نمک برداره و اونو همراهي کنه . رفتند تا رسيدن کنار درياچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل درياچه بريزه ، بعد يه ليوان آب از درياچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه . شاگرد براحتي تمام آب داخل ليوان رو سر کشيد .
استاد اينبارهم از او مزه آب داخل ليوان رو پرسيد. شاگرد پاسخ داد : " کاملا معمولي بود . "
پيرهندو گفت : " رنجها و سختيهائي که انسان در طول زندگي با آنها روبرو ميشه همچون يه مشت نمکه و اما اين روح و قدرت پذيرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسيعتر بشه ، ميتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتي تحمل کنه ، بنابراين سعي کن يه دريا باشي تا يه ليوان آب . "
![]() ارسال شده توسط m.kh
سهشنبه 05 دی 1391 :: 18:43 :: نويسنده : modireat91 سلام! اگه ميخواهيد مطلب و عكس براي وبلاگ بفرستيد حتما بايد ثبت نام كنيد !
مصطفي.س سهشنبه 05 دی 1391 :: 16:57 :: نويسنده : modireat91 درباره وبلاگ می کوشم. تلاش میکنم. آینده ای میسازم که گذشته ام جلویش زانو بزند! و به اهدافم میرسم... موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||